قرآن و احادیث

 

بسمه تعالي

 

وَ فِي أمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ؛(ذاريات/19)

 

 خوشا به حال آنان كه عامل به اين سنّت قرآني‌اند و برخوردار از صفات عالي انساني

 ________________________________________________________________

  روايات و احاديثي زيادي در خصوص قرض و حرمت ربا براي سعادت و كمال انسانها وارد شده است كه  گزيده اي از آنها به شرح ذيل تقديم مي گردد:

 بيان قرض در قرآن و روايات

 رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: كسي كه به برادر مومن خود قرض بدهد، در برابر هر درهمي كه قرض داده هم وزن كوه اُحد، رضوان و طور سينا، حسنات خواهد داشت و اگر براي باز پس گيري آن مدارا كند، از پلِ صراط همچون برق جهنده، بدون حساب و عذاب خواهد گذشت. (ثواب الاعمال، ص 414)

 امام صادق - عليه السّلام - فرمود: بر روي درب بهشت اين گونه نوشته شده است: قرض دادن هيجده برابر پاداش دارد و صدقه ده برابر. (بحار الانوار، ج 103، ص 138)

 رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: پاداش صدقه ده برابر، پاداش قرض هيجده برابر، پاداش پيوند و ارتباط با برادران ديني بيست برابر و پاداش صلة رحم و پيوند با خويشاوندان، بيست و چهار برابر مي باشد.  (الكافي، ج 4، ص 10)

 امام صادق - عليه السّلام - فرمود: قرض دادن مال را، بيشتر دوست دارم تا آن كه آن را ببخشم. (بحار الانوار، ج 103، ص 139)

 امام علي - عليه السّلام - در وصيت به فرزندشان امام حسن - عليه السّلام - فرمود: اگر كسي در حال بي نيازي ات از تو قرض خواست، آن را غنيمت بشمار تا اينكه در روز تنگدستي و احتياج، او نيز قرض تو را جبران نمايد. (نهج البلاغه، نامه 31)

 امام صادق - عليه السّلام - فرمود: هيچ مومني نيست كه به خاطر خدا به مؤمن ديگر قرض دهد، جز آنكه خداوند هر روز ثواب صدقه دادن آنرا به حساب وي ثبت كند تا زماني كه آن مال به او باز گردد.   (الكافي، ج 4، ص 34)

 امام رضا - عليه السّلام - فرمود: پاداش قرض دادن هيجده برابر اجر صدقه است، زيرا قرض به کسي مي رسد که خود را براي گرفتن صدقه، ضايع (و کوچک) نمي کند (بحار الانوار، ج 103، ص 140)

 امام باقر - عليه السّلام - فرمود: هر گناهي با شهادت در راه خدا بخشيده و پاك مي شود، مگر قرض كه كفّاره اي ندارد جز اينكه توسط شخص بدهكار يا شخص ديگري پرداخت شود و يا اينكه طلب كار گذشت نمايد.    (وسائل الشيعه، ج 13، ص 83)

 پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: كسي كه قادر به پرداخت حق ديگران است، اگر طلبكار را معطل كند، در مقابل هر روز تاخير، گناه شخص باج گير در نامه علمش ثبت خواهد شد.    (بحار الانوار، ج 103، ص 146)

 امام رضا - عليه السّلام - فرمود: كسي كه قرض بگيرد در صورتي كه تصميم داشته باشد آن را پس دهد، در امانِ خداست تا آن را اداء كند، ولي اگر تصميم نداشته باشد آنرا به صاحبش برگرداند، پس او دزد محسوب مي شود. (بحار الانوار، ج 103، ص 150)

پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: تاخير در پرداخت قرض توسط انسان توانمند و غني، ظلم است(وسائل الشيعه، ج 13، ص 90)

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: شبي كه به معراج برده شدم ديدم كه روي درب بهشت اين چنين نوشته بود: صدقه ده برابر پاداش دارد و قرض هيجده برابر. به جبرئيل گفتم: چرا قرض برتر از صدقه است؟ گفت: چون قرض گيرنده فقط به خاطر نيازش قرض مي گيرد ولي سائل تقاضاي كمك مي كند، اگر چه بي نياز باشد.   (كنز العمّال، ح 15374)

امام موسی بن جعفر فرموده اند: مبادا از خرج کردن دارایی خود (مالی، جانی، آبرویی) در راه دریغ کنی که اگر چنین کردی بدان که دو برابر آن مال را از روی ناچاری در راه باطل و معصیت خدا خرج خواهی کرد.( تحف العقول/ 432)

من ذي الذي يقرض الله قرضاً حسناً فيضاعفه له اضعافاً کثيره و الله يقبض و یبصط و اليه ترجعون. (245 - بقره(

 کيست که به خدا قرض دهد, قرض نيکو را, تا آن را براي او مضاعف سازد به اضعاف بسيار و خداست که تنگ مي گيرد و يا مي بخشد و بازگشت همه شما به سوي اوست.
مراد از قرض دادن به خدا, خرج کردن در راه خداست, نظير تمام کارهاي خيري است که انجام مي شود, هر نوع کمک به بندگان خدا براي رضاي خدا نوعي وام دادن به خدا به حساب مي آيد.
ساختن بناهايي که سود آن در کوتاه مدت يا دراز مدت عايد همه مردم مي شود همچون مؤسسات خيريه, خانه سازي واحدهاي آموزشي, بيمارستانها, مراکز علمي و تربيتي, دستگيري از بينوايان, اعطاء هزينه تحصيل جوانان با استعداد, خشنود کردن مردم ستمديده, رسيدگي به حال ضعيفان, يتيم نوازي, اطعام مساکين, فراهم کردن وسيله ازدواج جوانان که قرض دادن در آن مندرج و در سرلوحه ي همه آنها قرار دارد. زيرا تمام آنها به علاوه آنچه که به عنوان وجوهات پرداخته مي شود, صدقه به حساب مي آيد و رسول خدا عليه صلوات الله فرموده در شب معراج ديدم که در بهشت نوشته است : الصدقه بعشر امثالها و القرض بثمانيه عشر «السنن» کسي که در راه خدا صدقه مي دهد ده برابرش پاداش به او عطا مي شود و کسي که قرض مي دهد, ثواب آن هيجده برابر است.
پرسيدم اي جبرئيل علت اينکه ثواب قرض بيشتر از پاداش صدقه است چيست؟ گفت : صدقه ممکن است به غير مستحق برسد, ولي وام گيرنده واقعي, تا محتاج نباشد براي دريافت وام اقدام نمي کند

واقرضوا الله قرضاً حسناً « سوره مزمل» به خدا قرض نيکو دهيد.
فعل امر «واقرضوا الله» خطاب به همه مسلمانان است و هر کس به اندازه توانايي خود مي تواند اين دستور مؤکد خداوند تبارک و تعالي را عمل کند, هيچکس نمي تواند به بهانه نداشتن از اين دستور سرپيچي کند, زيرا او مي تواند مقداري از پول خود را ولو ناچيز در مؤسساتي که صادقانه وام مي پردازند, قرار دهد و لذا «واقرضوا», فعل امر است و لذا همه ي ما به عنوان يک دستور مي توانيم به اجراي آن بپردازيم. اگر همه ي ما طبق دستور قرآن نماز مي خوانيم يا روزه مي گيريم يا به حج مي رويم بايد طبق همين آيه از قرآن به پرداخت وام به ديگران نيز قيام کنيم .
صدقه ، مطلق کار نيک و محبتي است که شما مي توانيد به فقير و غني, به آشنا و بيگانه کوچک و بزرگ وزن ومرد از هر گروه و دسته اي داشته باشيد.
براي مثال, وقتي سنگ کوچکي را از مسير راه در کوچه و خيابان برمي داريد که پاي مردم به آن برخورد نکند, يا به کودکي لبخند مي زنيد که شاداب تر شود يا با هديه ي يک قطعه شيريني کودک گرياني را آرام مي کنيد,دست نوازش به سر يتيم مي کشيد, ... همه از نوع صدقه است. (به شرطي که با نهايت صداقت و صافي دل اين عبادت را انجام دهيد.) زيرا از کلمه صدقه ، صداقت و اخلاص برمي خيزد. حال بررسي کنيد از ميان تمام صدقات کداميک برتر است؟ به طور مسلم, صدقه اي که پايداريش, زندگي سازتر, اساسي تر و بنيادي تر باشد, برتري بيشتري دارد. اگر بتوانيد با پول خود تمام خويشاوندان خود را به صرف يک وعده غذا دعوت کنيد, کار خوبي انجام داده ايد اما اگر همين پول را تنها به عنوان قرض آنهم به طور مستقيم يا غيرمستقيم بدون منت و به طوري که اسباب شرمندگي و خجالت وام گيرنده نشود. در اختيار يکي از ضعيف ترين خويشان خود قرار دهيد تا بتواند به راحتي براي دختر خود جهيزيه تهيه کند و او را به خانه شوهر بفرستد و سپس پول شما ر با خاطري آسوده و به تدريج بپردازد, بهتر نيست ؟ به نظر شماکداميک پاداش بيشتري دارد؟ کداميک مهم تر, اساسي تر و بنيادي تر است؟ کداميک نيز خدا ورسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع( را خوشحال مي کند؟
يا اگر همين پول در اختيار يکي از جوانان تهيدست فاميل قرار دهيد تا بتواند کسب و کاري را براي خود دست و پا کند, مثلاً ابزار مورد نياز شغل خود را خريداري کند و به طور مستقل به کار توليدي بپردازد و به يک زندگي شرافتمندانه برسد و سپس به تدريج پول شما را پس دهد و يک بار ديگر پول شما را قرض بگيرد و ازدواج کند و باز پول شما را در زمان مناسب پس دهد آيا شما خوشحال نمي شويد؟ آيا انبياء و اولياء خدا از اين عمل که افضل صدقات است خرسند نمي شوند؟ مسلماً چرا! پس توجه داشته باشيم که مهم ترين صدقه يا برترين صدقات, وام دادن به افراد آبرومند, آبرودوست و نيازمند است.

- تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الاثم والعدوان وا تقوا الله ان الله شديد العقاب (سوره مائده(

 يکديگر را درکارهاي نيک و احسان و پرهيزگاري ياري کنيد و برگناه و ستم و تعدي همدست نشويد و از خدا بترسيد که عقوبت او شديد است.

 اين آيه  کريمه زندگي ساز،  همه مسلمانان را بطور مطلق به کمک و ياري کردن يکديگر – از جمله قرض دادن – و برآوردن آرزوها و نيازهاي مشروع و رفع نگراني ها و نارحتي ها و مسرور ساختن يکديگر دعوت و از هم دستي براي وقوع گناه و ظلم و ستم و ايجاد نگراني به طور شديد نهي کرده است.
وام دادن به طور مستقيم و غيرمستقيم در تمام آياتي که مردم را به کارهاي خير دعوت مي کند لحاظ شده است. زيرا وام دادن, در گره گشايي از دشواريها, مسرور ساختن, برطرف ساختن ناراحتي ها و رفع مشکلات مادي وروحي دخالت تمام دارد.

 امام صادق (ع( فرمود :

 بر در بهشت نوشته ده است که ثواب صدقه ده برابر و ثواب قرض الحسنه هيجده برابر است. و نيز فرمود وقتي به کسي قرض مي دهيد، مال شما در هر لحظه در صدقه است تا پول شما برگردد. زيرا در هر لحظه مي توانيد پول خود را مطالبه کنيد و چون به برادر خود فرصت مي دهيد، لذا مانند اين است که پول شما در صدقه است.

 حاديث وارده در حرمت ربا:

 تحريم عمل زشت ربا،در روايات بسيار زياد و گسترده اى مطرح شده است. اين روايات به قدرى زياد است كه شايد به سر حد تواتر برسد، در اين روايات تعبيرات بسيار تكان دهنده اى در مورد اين كار اقتصادى ظالمانه و غير انسانى وارد شده است كه درباره كمتر گناهى ديده مى شود. در برخی روايات رباخوارى با عمل زشت منافى عفت مقايسه شده و از آن بدتر شمرده شده است.
از جمله در حديثى آمده است كه پيغمبر اكرم (ص) به على (ع) فرمود: «يا على درهم ربا اعظم عندالله من سبعين زنية...؛ اى على! يك درهم از ربا از نظر گناه و معصيت بدتر از هفتاد بار زناست».
حتى تعبيراتى بسيار تندتر و شديدتر از اين هم موجود است. اين تعبير در روايات متعدد ديگرى وارد شده است ولى با اعداد و ارقام مختلف، در بعضى از روايات معادل 33 بار (وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا)
و در روايت ديگر معادل 30 بار (مستدرك الوسايل، جلد 13، ابواب الربا، باب 1، حديث 14) و در بعضى معادل 20 بار (وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حديث 5) و در بعضى معادل يك بار (وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حديث 6 و 22) عمل منافى عفت شمرده شده است.
همه مى دانند اسلام به شدت با اعمال منافى عفت برخورد مى كند، حال بايد حساب كرد كه زيان و زشتى رباخوارى چقدر زياد است كه درباره آن چنين مى گويد و اين از صريحترين دلايل بر حرمت ربا در اسلام است.
در اينجا اين سؤال پيش مى آيد كه چرا عددها در روايات مزبور تا اين حد متفاوت و مختلف است؟ در پاسخ اين سؤال مى توان گفت كه رباها مختلف است همه انواع ربا بد، ظالمانه و زشت است، ولى بعضى از بعضى بدتر و زشت تر مى باشد و اين تفاوت اعداد، مربوط به تفاوت انواع رباست؛ مثلا رباى اضعاف مضاعف كه شرح آن گذشت با رباى معمولى متفاوت است، و قبح و زشتى آنها يكسان نيست.
و ربا گرفتن از يك انسان بسيار ضعيف كه مثلا براى درمان فرزندش مختصرى وام مى گيرد با ربا گرفتن از افرادى كه در چنين شرايط اضطرارى قرار ندارند فرق مى كند و اولى به مراتب زشت تر و ظالمانه تر است.

 امام رضا (عليه السلام )  فرموده اند :‌

 …)) عله تحريم الربا ... لما فى ذلك من الفساد و الظلم; ... علت تحريم ربا ... وجود فساد و شيوع ظلم در آن است)). (همان) .15 امام باقر(ع): ((انما حرم الله الربا لئلا يذهب المعروف; ... خدا ربا را از آن جهت حرام كرد كه نيكوكارى از ميان نرود)). (همان, ص 618)

  يمحق الله الربا (بقره (2): 276. خدا مال ربا را نابود مى كند.

  امام على(عليه السلام ) فرموده اند :

 ((اذا ارادالله بقريه هلاكا, ظهر فيهم الربا; چون خدا هلاك ] مردم] آبادى را بخواهد, در ميان ايشان رباخوارى رايج مى شود)). (ترجمه الحياه ج 5, ص 620)

 پيامبرگرامي اسلامي فرموده اند :

...(( ان القوم سيفتنون بعدى بإموالهم, ... و يستحلون حرام الله بالشبهات الكاذبه و الاهوإ الساهيه, فيستحلون ... الربا بالبيع; ... پس از من اين قوم[ مسلمان] با اموالشان آزموده مى شوند ... و با شبهه هاى كاذب و هواهاى اغفال كننده, حرام خدا را حلال شمارند; پس ... ربا را با] كلاه شرعى در] معامله برخود حلال كنند)). (ترجمه الحياه, ج 5, ص 609)

 امام صادق (ع) می فرماید:

 «اذا اراد الله بقوم هلاكا ظهر فيهم الربا»: «هنگامى كه خداوند اراده هلاكت قومى را كند ربا در ميان آنها ظاهر مى گردد». معناى اين روايت اين است كه ربا مجازات دنيوى نيز دارد و به هلاكت ربا خواران منهى مى شود.

 ربا در سنّت‏

  به دلیل بزرگي گناه ربا و آثار آن بر فرد و جامعه، گذشته از آيات قرآن، روايات فراوانی از رسول خدا(ص) و ائمة اطهار(ع) در مورد اين موضوع مهم نقل شده است.

  1. ربا از گناهان كبيره است‏

  عن فقه الرضا(ع):

  «اعلم يرحمك اللَّه أنّ الرّبا حرام سخت من الكبائر و ممّا قد وعد اللَّه عليه النار فنعوذ بااللَّه منها و هو محرّم علي لسان كلّ نبي و في كلّ كتاب‏»؛

 بدان كه خدا تو را رحمت كند، به درستي كه ربا حرام و پليد و از گناهان كبيره و از جمله جرايمي است كه خداوند بر آن وعدة عذاب داده است. پس، از آن به خدا پناه مي‏بريم. ربا در كلام همة پيامبران و در همة كتاب‏هاي آسماني حرام شده است.

 عن جعفربن محمد(ع) عن آبائه عن‏النبي(‏ص) في وصيته لعلي(‏ع) قال:

              «يا علي! الرّبا سبعون جزء فايسرها مثل أن ينكح الرّجل أمّه في بيت‏اللَّه الحرام‏».

  امام صادق(‏ع) از پدرانش، از رسول خدا(ص) نقل مي‏كند كه آن حضرت(‏ص) در وصيتش به حضرت علي(‏ع) فرمود:

  يا علي! (گناه) ربا هفتاد بخش است كه ناچيزترين آنها مانند اين است كه مردي با مادر خود در مسجدالحرام زنا كند. يا علي! گناه يك درهم ربا پيش خداوند، بزرگ‏تر از هفتاد مرتبه زناست كه همة آنها با محارم و در مسجدالحرام باشد.

  نظير اين تعبير در روايات فراوانی از طريق شيعه و اهل سنّت نقل شده است.

  2. رباخواري، بدترين شغل‏

  عن رسول اللَّه(‏ص): «شرّ المكاسب كسب الرّبا»؛ بدترين كسب‏ها رباخواري است.

  عن أبي عبداللَّه‏(ع): «اذا أراداللَّه بقوم هلاكاً ظهر فيهم الرّبا»؛ يعني: هرگاه خداوند هلاك قومي را اراده كند، ربا در بين آنان آشكار مي‏شود.

  3. ربا امري پيچيده‏

  قال النبي(‏ص):

  «يأتي علي الناس زمان لا يبقي أحد الاّ أكل الرّبا فاِن لم يأكله أصابه من غباره‏» يعني: روزگاري خواهد آمد كه كسي نمي‏ماند مگر اين‌كه ربا مي‏خورد و اگر ربا نخورد، غبارش بر او مي‏نشيند.

  عن علي(‏ع):

 «معاشر الناس! الفقه ثم الْمَتْجَرْ و اللَّه الرّبا في هذه الاُمّة أخفي من دَبيبِ النمل علي الصّفا»؛

 اي مردم! اول فقه بياموزيد، بعد تجارت كنيد. قسم به خدا! ربا در ميان اين امّت پنهان‏تر از حركت مورچه بر سنگ سياه است.

   4. حيله براي رباخواري‏

 قال النبي‏(ص):

  «يأتي علي النّاس زمان يَستَحَلُّ فيه الرّبا بالبيع و الخمر بالنبیذ و السّحت بالهديّة»؛

 روزگاري براين مردم خواهد آمد كه ربا را به اسم خريد و فروش، شراب را به اسم کشمش و رشوه را به اسم هديه، حلال بشمرند.

  5. عقوبت رباخوار

  دربارة كيفر دنيوي رباخوار وارد شده است:

  عن ابن بكير قال: بلغ اباعبداللَّه(‏ع) عن رجل انه كان يأكل الربا و يسميه اللباء، فقال: لئن امكنني اللَّه منه لاضربن عُنقُه‏َ»

 ابن بكير نقل مي‏كند: به امام صادق(‏ع) رسيد كه مردي ربا مي‏خورد و آن را لباء (آغوز) مي‏نامد، حضرت فرمود: اگر خداوند مرا به او مسلط كند، گردنش را مي‏زنم.

  دربارة كيفر اخروي رباخوار وارد شده است:

  عن النبي(‏ص) قال: «و من أكل الرّبا املاء اللَّه بطنه من نار جهنم بقدر ما أكل و ان اكتسب منه مالاً لم يقبل اللَّه منه شيئاً من عمله و لم يزل في لعنةاللَّه و الملائكة ماكان عنده منه قيراط واحد»؛

  هركس ربا بخورد، خداوند شكمش را به اندازه‏اي كه ربا خورده است، از آتش جهنم پر مي‏سازد و اگر از طريق ربا مالي به دست آورده، هيچ عمل نيكي را از او نپذيرد و تا موقعي كه به اندازة يك قيراط از مال ربا پيش اوست، پيوسته خدا و فرشتگان او را لعنت كنند.

  6. حرمت شهادت و كتابت ربا

  گذشته از حرمت ربا دادن و ربا ستاندن، حضور در جلسة ربا به عنوان نويسندة سند و شاهد نيز حرام است. اين مطلب در روايات فراوانی از طريق شيعه و سنّي وارد شده است:

  عن علي‏(ع): قال: «لعن رسول اللَّه(‏ص) الرّبا و آكله و بايعه و مشتريه و كاتبه و شاهديه‏» رسول خدا(ص) ربا و خورنده و فروشنده و مشتري ربا و نويسنده و دو شاهد آن را لعنت كرد.

  عن ابي جعفر(ع) قال:

  «قال اميرالمؤمنين(‏ع): آكل الرّبا و مُؤَکَلِهُ و كتابه و شاهداه في الوزريه سواء»

 ربا گيرنده و ربا دهنده و نويسنده و دو شاهد آن در گناه ربا مساوي‌اند.

  7. علت تحريم ربا

 «عن هشام بن‏الحكم أنّه سأل أبا عبداللَّه عن علّة تحريم الرّبا، فقال: انّه لوكان الرّبا حلالاً لترك النّاس التّجارات و مايحتاجون اليه فحرّم اللَّه الّربا لتنفّر النّاس من الحرام الي الحلال و الي التجارات من البيع و الشّراء»؛ هشام‏بن حكم از امام صادق‏(ع) درباره علت تحريم ربا پرسيد، امام‏(ع) فرمود: اگر ربا حلال بود، مردم تجارات و معاملات را كه به آن احتياج دارند، ترك مي‏كردند، پس خداوند ربا را حرام كرد تا مردم از حرام به سوي حلال و از ربا به سوي تجارات و داد و ستد روي آورند.

 امام رضا(ع) در پاسخ نامة محمدبن سنان كه از آن حضرت‏عليه السلام سؤالهايي را پرسيده بود، نوشت:

  و علّت تحريم ربا اين است كه خداوند عزّوجل از ربا نهي كرد، چون ماية تباهي اموال است، زيرا انسان اگر يك درهم را به دو درهم بخرد، بهاي يك درهم، يك درهم است و بهاي درهم ديگر باطل (و ناحق) است. پس خريد و فروش ربوي، در هر حال براي فروشنده و خريدار موجب خسارت است. خداوند عزّوجل ربا را بر بندگان حرام كرد، زيرا باعث نابودي است... و علّت تحريم ربا در نسيه، از بين‏رفتن كارهاي نيك و نابودي اموال و گرايش مردم به سودجويي و رهاكردن قرض است و حال آن‌كه قرض از كارهاي نيك است و نيز ربا سبب فساد و ظلم و از دست رفتن ثروت‏هاست.


اوقات شرعی به افق ساری
اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
۱۳۹۶ يکشنبه ۲۶ آذر


کاربران آنلاین : 35
بازدید امروز : 96
بازدید دیروز : 543
بازدید این ماه : 6802
بازدید ماه گذشته : 18135
بازدید کل : 1066496